
برای روز میلاد تن من، نمی خوام پیرهن شادی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی، برایم جام سرمستی بنوشی
برای روز میلادم اگر تو، به فکر هدیه ای ارزنده هستی
منو با خود ببر تا اوج خواستن، بگو با من که با من زنده هستی
بگو با من که با من زنده هستی
که من بی تو نه آغازم نه پایان، تویی آغاز روز بودن من
نذار پایان این احساس شیرین، بشه بی تو غم فرسودن من
نمی خوام از گلهای سرخ و آبی، برایم تاج خوشبختی بیاری
به ارزش های ایثار محبت، به پایم اشک خوشحالی بباری
بذار از گرمی دستهای تنهات، بگیره هرم گرما بستر من
بذار با تو بسوزه جسم خسته ام، ببینی آتش و خاکستر من
تو ای تنها نیاز زنده موندن، بکش دست نوازش بر سر من
به تن کن پیرهنی رنگ محبت، اگه خواستی بیایی دین من...
**این آهنگ زیبای معین رو تقدیم میکنم به همسر عزیزم که بیشتر از جونم دوستش دارم. ![]()
از تمام دوستهای خوبم که به یاد من بودند و تولدم رو تبریک گفتند هم صمیمانه تشکر میکنم. فقط خدا می دونه که چقدر خوشحالم کردند.
ایشاا... جبران کنم.
تبسم عزیز، منو شرمنده کردی. امیدوارم دیگه غم نبینی و همیشه دنیات پر از شادی باشه. ![]()
![]()

